چند ماهی هس که ارامش ندارم نمیدونم چرا...
ولی اصلا حس خوبی ندارم به زندگیم...
باهمه قهرم حتی خودم حتی اون کسی که ......
چند ماهی هس که ارامش ندارم نمیدونم چرا...
ولی اصلا حس خوبی ندارم به زندگیم...
باهمه قهرم حتی خودم حتی اون کسی که ......
قسمتِــــ یـــــقـ هاشْ یـ ه خورده تنگـ ه !!!
قربــــــونْ دستتــــ ، شلــــشْ کـטּ
دارم خــــفـ ه مــےشم

امــــا تَحمـُـــل مـی کُنــم...
خُــــدایـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تـــا کـــرد...!ستــــه ام....!
امــــا تَحمـُـــل مـی کُنــم...
خُــــدایـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تـــا کـــرد...!
خــــــــــــــ ــــــــدایا !
تو کسیُ داری که بغلت کنه ؟!
آخه خیلی آرومی ...!!!
یک نگاه
یک عشق
یک بوسه
یک آغوش و یک اشتباه و یک بکارت از دست رفته
و یک جنین که نامی دارد حرام زاده و خانه ای در میان زباله های شهر
و این جنایت در سرزمینم توجیح دارد
عشق ازادی مدرن بودن
چه کلمه مظلومی است..!
قسمت
تمام نامردی ها را گردن میگیرد
همدیگر را لمس کنید در این فرصت کوتاه
به خدا سنگ قبر احساس ندارد...
آزادی های یواشکی..!
گریه در تاریکی..!
آرزوی که تا ابد آرزو می ماند..!
و خدای حقیقی که در میان بت ها گم شده..!
من هیچ از آدم های این شهر نمیخواهم فقط راه فرار کجاست
چـرا سـاکـت نـمـی شـوی؟
صـدای نـفـس هـایـت در آغـوش او
از ایـن راه دور هـم آزارم مـی دهـد…
لــعــنــتــی… آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن!
اینجا جایی است که برای ماندن در کنار کسی که دوستش داری باید تن
بدهی نه دل...
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم
امروز را مهمان من باش...
به یک فنجان قهوه ی تلخ!
وقتش رسیده طعم دنیایت را بدانی...!!!
شاید او که رفتنش را نامردی خواندی...
از ترس وابستگی رفته...!!!
اما رفت و گفت:
هیچ ارزانی بی علت نیست...!!!
اختلاف یعنی
اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه میکنند... (مرحوم حسین پناهی)
از خودم شرم دارم که سیری ام را با ترازوی کودک گرسنه ی کنار پیاده رو وزن میکنم...







You say ILove the flowers